خانه ی دوست کجاست سهراب سپهری - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:54
خانه دوست كجاست؟ در فلق بود كه پرسيد سوار آسمان مكثي كرد رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها بخشيد و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت نرسيده به درخت كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است ميروي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد پس به سمت
شب آخر - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:54
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم !در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچیدیادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی
شب اول جدایی - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:54
نسبت عشق به من نسبت جان است به تنتو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسیاز جدایی نتوان گفت به جز آه سخنبعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیستاین هم از عاقبت از قفس آزاد شدنوای بر من که در این بازی بی سود و زیانپیش پیمان شکنی چون تو شدم عهد شکنباز با گریه به آغوش تو
هواتو کردم - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:54
عجب هوایی داری! هوایت که به سرم میزند ، دیگر در هیچ هوایی نمیتوانم نفس بکشم!! عحب نفس گیر است هوای دور از تو بودن !!! برچسبها: ن, ب + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:19 توسط بهزاد |
لیالی قدر - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:54
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمدهایم سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت به طلبکاری این مهرگیاه آمدهایم با چنین گنج که شد خازن او روح امین به گدایی به در خانه شاه آمدهایم